تبه 12000 ساله گوبگلی

:: تبه 12000 ساله گوبگلی

گوبگلی تپه یک سایت باستانی 12000 ساله در جنوب اناتولی در ترکیه امروزی میباشد . این سایت باستانی توسط یک چوپان کرد به طور اتفاقی در سال 1994 کشف شد .
مساله جالب در این باره طبق تست ها و تحقیقات باستان شناسان این مکان سنی برابر با 12000 سال دارد یعنی دو برابر سنی که تمدن بشر در 6000 سال پیش در بین النهرین اغاز شد !! همه ما بی النهرن و اغاز تاریخ بشر و اختراع خط و نوشتار را 6000 سال پیش میدانیم متون باستاتی بابلی نیز همین را میگوید. ما در اینجا با چیزی رو به روییم که مخالف و تضاد با باور تاریخی مردمان امروز است . و معادلات تاریخی را بهم زده است . باستان شناسان در این منطقه ادوات کشاورزی یافتند اما هیچ وسیله حفاری و کنده کاری را یافت نکردن
 چگونه ستونهایی 19 فوتی را جابه جا کردند و قرار دادند ؟ بحث 12000 سال پیش میباشد ما هنوز در مورد اهرام مصر که بسیار سنش پایین تر از این حرفهاست {طبق گفته باستان شناسان سه چهار هزار سال در نظر گرفتند } هنوز سوالات بی پاسخ زیادی را بر جای گذاشته است . در روی سنگها و ستونهای گبگلی تپه اشکال حیوانات و موجودات وحشی دیده میشه که اصلا در این منطقه وجود ندارند !
مساله جالب طبق باور کتاب مقدس محل نشستن کشتی نوح در 350 مایلی گیگلی تپه میباشد {داستان طوفان از جمله داستان هاییست که قبل از اینکه دینی به وجود بیاد در فرهنگ های زیادی از ان صحبت شده من جمله لوح های معروف به زیوسدرا در سومر باستان }

برخی از متخصصان نیز میگویند نقوشی روی دیواره های این مکان هست که سیل بزرگ را توصیف میکند
این سایت باستانی را هر کسی ساخته کاملا از عمد و به دقت زیر خاک و شن و ماسه دفن کرده است
چرا باید چنین میکردند ؟ چه افرادی این سایت باستانی را ساختند ؟ ایا ما باید نسبت به تمدن بشر و پیشرفت حاصله باستانی تجدید نظر کنیم ایا چیز غیر قابل توضیحی در دل تاریخ باستان انسان هست که هنوز توضیح داده نشده ؟ چطوری سنگهای 100-300 تنی را مردمان ناشناخته 12000 سال پیش جابه جا کردند ؟
ایا هودور از دانشگاه استنفرد و دیوید ویلیامز از دانشگاه ژوهانسبورگ و پروفسور باستان شناسی میگویند سایت باستانی گبگلی تپه یکی از معروف ترین مهمترین و مرموز ترین مکانهای زمین در حال حاظر از نظر باستان است
ایا این سایت نکات مرموز تری دارد ایا مثل دیگر مکانهای هرمی و زیگوراتی و معابد دیگر این سایت با خدایان به اصطلاح فرازمینی ارتباطی دارد

منبع : همه چیز درباره همه چیزتبه 12000 ساله گوبگلی
برچسب ها : باستان ,سایت ,باستانی ,شناسان ,میباشد ,سایت باستانی ,باستان شناسان ,12000 ساله ,مساله جالب

تفاوت «شاهنشاهی» و «امپراتوری» ! قسمت (۱)

:: تفاوت «شاهنشاهی» و «امپراتوری» ! قسمت (۱)

هگل، هخامنشیان را با اصطلاح رایش Reich می‌نامد. رایش چیست؟

دکتر جواد طباطبایی معتقد است که ترجمه‌ی رایش به فارسی «شاهنشاهی» می‌شود، همانگونه که در زبان‌های غربی «امپراتوری»...

اما تفاوت این دو واژه در چیست؟

بدون وجود دولت‌ها، شاهنشاهی نمی‌تواند وجود داشته باشد، چرا که شاهنشاه یعنی شاهی در میانِ شاهان. شاهنشاهی در واقع نوعی حکومت است که «وحدتِ میان وحدت‌ و کثرت» است، یعنی همان‌گونه که منابع تاریخی و حتی فلسفی درباره‌ی شاهنشاهی ایران باستان تایید می‌کنند، شاه ایران به آداب و رسوم و فردیت و حقوق ملل زیر دست خود احترام می گذارد، یا به تعبیر هگل چونان آفتابی بر همگان میتابد تا هر یک از کثرت‌ها را در راهی که خودشان می‌خواهند بارور کند، و این فرق دارد با مثلاً امپراتوری روم که همه‌ی کثرت‌ها را می‌خواهد در خود ادغام کند.

و درست به خاطر همین خصلت شاهنشاهی هخامنشی است که هگل آن را نخستین دولت در مفهوم مدرن آن می‌خواند.
...
اما اکنون مقاله ای بخوانیم از سعید‌حنایی کاشانی در همین‌باره:

در ترجمۀ خلاق برگرداندن دوبارۀ متن ترجمه‌شده به متن اصلی سخت و دشوار است، حتی برای کسی که بر هردو زبان مسلط است، چون او نمی‌تواند از راه برگرداندن تحت‌اللفظی به متن اصلی برسد.

در اینجا می‌خواهم این نظر را با بررسی ترجمۀ «شاهنشاه» به «امپراتور» و «شاهنشاهی» به «امپراتوری»، و روند معکوس آن، بررسی کنم و ببینم آیا ضرورتی دارد که واژه‌ای مانند «امپراتوری» جانشین «شاهنشاهی» شود یا کاربرد آگاهانه و ناآگاهانۀ این اصطلاح خود ناشی از چیرگی و پیروزی «امپراتوری» (روم قدیم) بر «شاهنشاهی» (ایران باستان) است، یا پیروزی «امپراتوری مدرن» بر «شاهنشاهی سابق».

در نخستین سالهای جوانی، در پیش از انقلاب، در سینما دیاموند مشهد، فیلمی از نیکلاس ری دیدم که در فارسی نام «فروغ جاویدان» بر آن گذاشته بودند و حال آنکه در عنوان‌بندی اصلی فیلم نام آن "King of King" یا همین «شاهِ شاهان/شاهان شاه/شاهنشاه» بود.

این فیلم دربارۀ زندگانی عیسی مسیح بود و «شاهنشاه» لقبی بود که برای او در عهد جدید (رسالۀ اول پولس رسول به تیموتائوس، باب ۶، آیۀ ۱۵، در ترجمۀ فارسی: ملک‌الملوک؛ و مکاشفۀ یوحنای رسول، باب ۱۷، آیۀ ۱۴، در ترجمۀ فارسی: پادشاه پادشاهان، و باب ۱۹، آیۀ ۱۶، در ترجمۀ فارسی: پادشاه پادشاهان) آمده بود، همان طور که پیش از این در عهد قدیم (دانیال نبی، باب ۲، آیۀ ۳۷، در ترجمۀ فارسی: پادشاه پادشاهان) نیز از همین لقب در اشاره به نبوکدنصّر و اردشیر اول استفاده شده بود، و البته یونانیان نیز دست کم از زمان اسکندر به بعد عبارت Basileus toon basileoon را در ترجمۀ «شاهنشاه» داشتند و شاید این سوغات اسکندر برای یونانیان بود، و عربهای مسلمان نیز بعدها همین تعبیر را به «ملک‌الملوک» ترجمه کردند و آن را از اسمای خدا نیز قرار دادند.

همۀ اینها حاکی از نفوذ فرهنگی شاهنشاهی ایران در جامعه‌ها و فرهنگهای عصر خودش و پس از آن بود که آنها را بر آن می‌داشت که واژگان او را به کار بگیرند و اگر به صورت اصلی به کار نمی‌برند، دست کم به صورت تحت‌اللفظی ترجمه کنند، کاری که ما امروز با همین کلمات «امپراتور» یا «امپراتوری» نیز نمی‌کنیم و «امپراتور» (imperator) را دقیقاً به همان صورت لاتینی‌اش می‌آوریم.

ما در ادبیات و تاریخ کهن‌مان فرمانروایان روم را «قیصر» می‌نامیدیم و نه «امپراتور»، چرا؟ چون رومیها تا نیمۀ دوم قرن اول میلادی که جمهوری روم در عمل به تک‌فرمانروایی تبدیل شد هنوز هیچ عنوانی برای فرمانروایان خودشان نداشتند.

آنها از نام «شاه» (Rex) بیزار بودند، چون جمهوری‌خواه بودند، و شاید به همین دلیل بود که کلمۀ «شاهنشاه» راهی به دورانهای بعدی اروپا نیافت. از دورۀ آگوستوس، که او را نخستین فرمانروای «امپراتوری روم» می‌شمرند، القاب و عنوانهای افتخاری مرسوم شد.

یکی از آنها لقب افتخاری Princeps senatus به معنای «نخستین مرد سنا» بود که کوتاه‌شدۀ آن به صورت Princep به معنای «نخستین شهروند» یا «شخص اول کشور» به آگوستوس داده شد. کلمۀ انگلیسی Prince که معمولا در فارسی به «امیر» و «شاهزاده» و «شهریار» ترجمه می‌شود از همین کلمه گرفته شده است.

لقب دوم «سزار» بود که از نام جولیوس سزار گرفته شد و این عنوانی بود که تقریباً همۀ فرمانروایان روم برای خود برگزیدند و همین نام است که عربی‌شدۀ آن به صورت «قیصر» به ما رسیده است و صورت آلمانی آن «کایزر» و صورت روسی‌اش «تزار» است.

منبع : همه چیز درباره همه چیزتفاوت «شاهنشاهی» و «امپراتوری» ! قسمت (۱)
برچسب ها : همین ,صورت ,فارسی ,ترجمۀ ,شاهنشاهی ,«شاهنشاهی» ,ترجمۀ فارسی ,فارسی پادشاه ,پادشاه پادشاهان ,معنای «نخستین ,شاهنشاهی ایران ,ترجمۀ فارسی پادشاه ,

رزم الکساندر و آریو برزن در شهر پارسه

:: رزم الکساندر و آریو برزن در شهر پارسه

بر اساس کتاب های (آریان از آناباسیس ، کورتیوس و دیودورس) ، الکساندر پس از عبور از رود کوروش (کُر) و رسیدن به پارسه با اعتماد به نفس همیشگی خود به دروازه ها حمله می کند و آریوبرزن و ارتش کوچکش با استفاده از سطح شیب دار زمین و پرتاب سنگ به طرف ارتش مقدونیه بدون از دست دادن حتی یک نفر ، تلفات سنگینی به آنها وارد می کند و الکساندر که دید قادر به غلبه بر ایرانیان و محافظت از مردانش نیست به اردوگاهش عقب نشینی می کند ، از طرفی پادشاه آگیس سوم پادشاه اسپارت ها در یونان شورشی ضد مقدونی انجام داده بود که این موضوع الکساندر را با چالشی بسیار سخت برای پیروزی در ایران روبرو می کند ( ای بادیان در کتاب هرمس ۱۹۶۷). و بر اساس کتاب های (آریان از آناباسیس و الکساندر در دروازه های پارس از هکل) الکساندر توسط زندانیان پارسی خود شبانه به موقعیت پارس ها حمله می کند و تنها یک ارتش کوچک با فرماندهی کراتئوس در اردوگاه باقی می گذارد و گویا با تمام قوا حمله می کند چرا که خطر از هردو طرف وی را تهدید می کرد ، پس از حمله از پشت شهر الکساندر در سپیده دم همان روز به شهر حمله می کند و کراتئوس که از جلو شهر را محاصره کرده بود (ظاهرا با حمله قیچی وار و خیانت زندانیان ایرانی الکساندر) وارد شهر می شود ذکر شده است که ایرانیان رزم به یاد ماندنی انجام دادند و حتی مرد های غیر مسلح به صورت تن به تن به افراد مقدونی می جنگیدند و آنها را خلع سلاح می کردند که بسیاری از آنها شوربختانه با سلاح های خودشان کشته می شدند ، بر اساس (کتاب آناباسیس) نوشته شده که آریو برزن با تعدادی از مردانش به سمت تپه ها فرار کرد اما بر اساس منابعی دیگر همچون ( نویسندگان و تاریخ شناسان : کورتیوس ، توریم ، نولدکه ، لایپزیگ ، باسورث) آریوبرزن با امید به رسیدن به تخت جمشید و باز پس گیری آن جانانه به خطوط دشمن حمله می کند و تا پایان کار خود با مقدونیها می جنگد اما توسط ارتش مقدونی منع می شود و در همانجا کشته می شود ، بسیار از نویسندگان تاریخ دنیای امروزی و باستان نوشته اند که جنگ بین الکساندر و آریوبرزن شباهت زیادی با جنگ ترموپیل داشت. (این بود سرگذشت سلحشور شجاع و بی باک ما آریوبرزن قهرمان).

منبع :

دانشنامه ایرانیکا

منبع : همه چیز درباره همه چیزرزم الکساندر و آریو برزن در شهر پارسه
برچسب ها : الکساندر ,حمله ,ارتش ,آریوبرزن ,کتاب ,اساس ,اساس کتاب ,آریو برزن

گور خمره

:: گور خمره

در این نوع قبور، مردگان را در خمره‌هایی قرار می‌دادند .

این نوع تدفین با باورهای مذهبی و اعتقادی همراه است.
بیشتر محققین معتقدند که نوع تدفین ارتباط نزدیکی با وضعیت جنین در داخل رحم مادر دارد؛ یعنی همان طور که انسان در رحم مادر قرار گرفته، پس از مرگ نیز به همان حالت به خاک سپرده می‌شود .

این نوع تدفین گویای فلسفه ی مرگ و زندگی است؛ تولدی نو، بدین معنی که همین جسم با این اعتقاد زندگی جدید را شروع کرده است و حیات دوباره در جهان دیگر خواهد داشت .

به همین منظور گاها ابزارکاری که او به طور کلی که به هنگام حیات با آنها سروکار داشته، با او در درون قبر نهاده شده است .

از نوع تدفین از عصر آهن ١ تا عصرآهن٣ (دوره اشکانیان) مرسوم بوده است.

منبع : همه چیز درباره همه چیزگور خمره
برچسب ها : تدفین

ننگ جهان

:: ننگ جهان

ننگ جهان



عمریست که دعوای عجم با عربان است

این قوم عرب زشت ترین ننگ جهان است/


از روز ازل منطق اینان شده شمشیر

پاسخ به سوالات شما قطع زبان است/


با نام وطن, پارس,  عجین گشته خلیجم

این نام گره خورده به ما کوروشیان است/


دنیای عرب پر شده از ظلم و توحش

تاریخ سرافکنده ی این جانوران است/


هر چند که زن در نظرش خوار و ذلیل است

مانند سگی هار ,  بدنبال زنان است/


ای کاش که حج بود طواف دل و میهن

آخر چه خداییست که در خانه نهان است؟/


گر جایزه ی اینهمه کشتار بهشت است!

ایران همه دنبال صفِ دوزخیان است/


ای وحشی نو کیسه , ای اُشتر طماع


چیزی که عیان است , چه حاجت به بیان است؟

منبع : همه چیز درباره همه چیزننگ جهان
برچسب ها :

روز ارتش مبارک

:: روز ارتش مبارک

یکشنبه =مهرشید
29 فروردین = ارد، راستی ودرستی
2575   = هخامنشی
 14095 = اهورایی
7038 = میترایی اریایی
6766 = آشوری
3754 = زرتشتی
2575 = پادشاهی
1395 = خورشیدی
1384= یزدگردی

29 فروردین روز ارتش را به غیور مردان ارتش و به پیشگاه درگاه رضا شاه فقید احیا کننده ارتش ایران شاد باش میگویم

تاریخچه پیدایش ارتش در ایران

به طور کلی بررسی تاریخچه تشکیل ارتش در ایران را می‌توان از زمان مادها مورد بررسی قرار داد که افراد به دو دسته سواره نظام و پیاده نظام تقسیم می‌شدند. سپس با تشکیل حکومت هخامنشیان توسط کوروش ، این نیروها تحت فرماندهی یک نفر درآمده و شکل منسجم‌‌تری پبدا کرد. در زمان داریوش ارتش به هفتصد هزار نفر رسید و به رسته‌های پیاده، سواره، ....... و سربازان جاوید تقسیم شد.

در زمان اشکانیان ارتش را به دو گروه سواران و پیادگان تقسیم کردند و اهمیت بیشتری برای رسته سواران قائل بودند.


در دوره ساسانیان هم پادگان‌های همیشگی ایجاد شد و هزینه سپاهیان و مزد سربازان از خزینه دولت پرداخت گردید.

پس از آمدن مسلمانان به ایران حکومت ساسانیان برکنار شد و امیران عرب، جنگجویان ایرانی را در فرمان خود داشتند که در میدان‌های جنگ پیکار می‌کردند و پس از مدتی جنگجویان ایرانی درخواست استقلال کردند و در گوشه و کنار ایران حکومت‌هایی تشکیل دادند که هر حکومت دارای ارتش مخصوص خود بود. صفاریان، دیلمیان و سامانیان از جمله این حکومت‌ها بودند. با روی کار آمدن صفویان، ارتش سازمان بندی شد و به چهار دسته: سواران ،پیادگان ،توپچیلر(توپخانه)،نسقچیلر(راهدار و راهبان سپاهیان) تقسیم گشت.

 

وضعیت ارتش در دوره افشاریه هم تقریباً شبیه زمان صفویه بود، اما با کشته شدن نادرشاه،، نظم ارتش به یکباره از میان رفت و آشفتگی و بی سرو سامانی تا آغاز حکومت قاجار ادامه یافت.

در دوره قاجاریه با همت و تلاش میرزا تقی خان امیر کبیر و سپس عباس میرزا، ارتش ایران مجدداً به صورت منظم و منسجم در آمد که دارای یازده تیپ و فرمانده هر تیپ یک سرتیپ بود.

به طور کلی نیروی ارتش این دوره را بخش‌های زیر تشکیل می‌دادند: قشون جنوب ایران ،دیویزیون قزاق ،بریگاد مرکزی،نظام ایالات و ولایات ،قوای داوطلب شرقی،ژاندارمری ،امنیه و قوای مشابه ،پلیس منظم و پلیس ایالات و ولایات.

در دوره رضاخان پهلوی ایران به پنج حوزه نظامی بزرگ تقسیم شد. این پنج حوزه شامل لشگر مرکز، لشگر شمال غرب، لشگر شرق یا خراسان، لشگر جنوب و لشگر غرب می‌شد. سپس طی سال‌های 1314 تا 1320، تغییرات اساسی دیگری در ارتش به وجود آمد که ارتش شامل پنج لشگر، 4 تیپ مستقل، 2 واحد توپخانه 105 بلند و ضد هوایی شد. در سال 1314 شمسی، درجات نظامی نیز تعیین و اعلام گردید.

در این زمان، مدارس مختلف نظامی که قبلاً در زمان قاجاریه تشکیل شده بودند جمع شدند و برای اولین بار مجموعه ای به نام مدارس نظام کل قشون ایجاد گردید، و بعد از مدتی این مدارس به سه مدرسه جداگانه: 1-مدرسه ابتدایی نظام 2-مدرسه متوسطه نظام 3-مدرسه عالی نظام تبدیل شدند.


پس از انقلاب تغییراتی در بخش‌های مختلف کشور، از جمله ارتش به وجود آمد، با توجه به وضعیت کشور و بروز هرج و مرج در نقاط مرزی بخصوص در زمان شروع جنگ تحمیلی نیروهای ارتش از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار نبودند، اما به وجود غیرت و مردانگی که همیشه در وجود ایرانیان بوده و هست ارتش دلیر ایران به مقابله با دشمن متجاوز شتافتند

می توان گفت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در طول هشت سال دفاع مقدس، 45 عملیات موفق انجام داد که بیشتر آنها منجر به آزادسازی قسمت زیادی از خاک اشغال شده کشورمان شد .
پاینده باد ایران زمین❤️

مهربانى بیاموز منبع : همه چیز درباره همه چیزروز ارتش مبارک
برچسب ها : ارتش ,زمان ,نظام ,تشکیل ,لشگر ,تقسیم ,جنگجویان ایرانی ,ارتش ایران

پارسی را پاس بداریم - قسمت اول

:: پارسی را پاس بداریم - قسمت اول

واژگان پارسی
به جای مناطق آزاد بگو آزادگاه ها
به جای مناظره بگو گفتمان
به جای منتخب بگو برگزیده
به جای منتظر بگو چشم به راه
به جای منتقدان بگو خرده گیران
به جای منجر شدن بگو انجامیدن
به جای منجر شده بگو انجامیده
به جای منجم بگو اختر شناس
به جای منجمد بگو یخ بسته
به جای منحصر به فرد بگو بی همتا
به جای منحل شد بگو برچیده شد
به جای منحل کردن بگو برچیدن
به جای منزل بگو خانه
به جای منزه بگو پاک
به جای منزوی ساختن بگو گوشه نشین ساختن
به جای منسجم بگو هماهنگ
به جای منشاء بگو سرآغاز
به جای منصفانه بگو دادگرانه
به جای منصوب کردن بگو گماردن - گماشتن
به جای منطقه آزاد تجاری بگو آزادگاه بازرگانی
به جای منطقی بگو بخردانه
به جای منظره بگو چشم انداز
به جای منظومه شمسی بگو کهکشان خورشیدی
به جای منع بگو بازداری
به جای منفعت بگو سود - هوده
به جای منفک بگو جدا
به جای منقل بگو آتشدان
به جای منهدم بگو نابود
به جای منوط به بگو وابسته به
به جای منکر شد بگو زیرش زد

منبع : همه چیز درباره همه چیزپارسی را پاس بداریم - قسمت اول
برچسب ها :